تبليغاتX
عشق گمشده
فاصله ها

دختري از پسري پرسيد : آيا من نيز چون ماه زيبايم ؟

پسر گفت : نه ، نيستي

دختر با نگاهي مضطرب پرسيد : آيا حاضري تکه اي از قلبت را تا ابد به من بدهي ؟

پسر خنديد و گفت : نه ، نميدهم

دختر با گريه پرسيد : آيا در هنگام جدايي گريه خواهي کرد ؟

پسر دوباره گفت : نه ، نميکنم

دختر با دلي شکسته از جا بلند شد در حالي که قطره هاي الماس اشک چشمانش را نوازش

ميکرد ، پسر اما دست دختر را گرفت ، در چشمانش خيره شد و گفت :

تو به انداره ي ماه زيبا نيستي بلکه بسيار زيباتر از آن هستي

من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه اي کوچک از آن را

و اگر از من جدا شوي من گريه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 12:42 توسط ..:: میثم و سامان ::..

می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا

یه جایی  که  دور باشم از غصه های دنیا

دلم  اسیر  نباشه  اشکام   غلیظ  نباشه

اگر غلیظ هم باشه به  پای عشقم باشه

می خوام مثل پرنده پر بکشم  به هر  جا

همیشه من بمونم تو این شادی  و  رویاء

می خوام دیگه  غریبه  برام  نمونه  اینجا

همه  بشن  آشنا  واسه   امروز   و   فردا

می خوام برم یه جایی خواب ببینم بهشتو

روز   قشنگه   عشق  و   آخر  سر نو شتو




لينك ثابت نوشته شده در شنبه 17 فروردین1387ساعت 15:0 توسط ..:: میثم و سامان ::..