شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش:
من كه شب بودم
و شب هستم
و شب خواهم بود
به اميدي كه تو فانوس شب من باشي
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
گم گشده ام در این جنگل دور
گم گشته ام در این صحرای کور
پس چرا باید زنده بمانم ای خدا
رهایم کن از این غربت بی صدا