تبليغاتX
عشق گمشده - رویای عشق
فاصله ها
آسمان ابری بود


دل من تنگتر از شیشه و سنگ ونسیمی آرام

با صدای وزش کند پریشانم کرد

من فراموشم شد تب تند ساعت که پر از زمزمه ی ثانیه بود

یا تراکم در باد یا تن خیس بهار

کاش میشد چیزی محو شود در تن یک بوته ی گل

که پر از خاطره ی سرد و پریشانم کرد کاش

میشد آسان اسمی از عشق فراموش شود تا ته باورها

و خدایا...

چه قدر باور من معصوم است




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 10:24 توسط ..:: میثم و سامان ::..